خورشيد جاودانه مي درخشد در مدار خويش مائيم كه پا جای پای خود مي نهيم و غروب مي كنيم هر پسين اين روشنای خاطر آشوب در افق های تاريك دوردست نگاه ساده فريب كيست كه همراه با زمين مرا به طلوعي دوباره مي كشاند ؟ ای راز ای رمز ای همه روزهای عمر ِ مرا اولين و آخرين
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ ساعت 3:18 توسط سعید
|