كودكي ها(حسین پناهی)
کودکی ها
به خانه مي رفت
با كيف
و با كلاهی كه بر هوا بود
چيزي دزديدي ؟
مادرش پرسيد
دعوا كردي باز؟
پدرش گفت
و برادرش كيفش را زير و رو مي كرد
به دنبال آن چيز
كه در دل پنهان كرده بود
تنها مادربزرگش ديد
گل سرخي را در دست فشرده كتاب هندسه اش
و خنديده بود
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ ساعت 3:0 توسط سعید
|