|
کلبه ی هنر(شعر و ادب-سینما-موسیقی) زندگی نامه و آثار مشاهیر هنر
| |||||
|
دانلود آهنگ" هوای گریه " با صدای همایون شجریان آهنگساز : محمد جواد ضرابیان شاعر : بانو سیمین بهبهانی
موضوعات مرتبط: دانلود آهنگهای سنتی برچسبها: دانلود آهنگهای همایون شجریان , هوای گریه [ جمعه سی ام دی 1390 ] [ 20:47 ] [ سعید ]
جاده رویاها
در جاده رویاهایم، چه غوغایی بود بر روی پل چوبی، صدای گوشنواز چرخ های درشکه، رقص مرغابی ها، در سکوت بلورین دریاچه، پیچ و تاب ماهی ها در دل آب، دست برآوردن شاخه ها بر شاخه ها، لبخند سرشار از شادمانی شکوفه ها و بال گشودن پرندگان بر بام دشت سبز با تمام اینها، من نمیدانم فردا آفتاب خواهد دمید یا آسمان گریه خواهد کرد.!
برای دانلود دکلمه ومشاهده سایر عکسها به ادامه مطلب بروید
موضوعات مرتبط: دانلود دکلمه برچسبها: آنشرلی , شعرهای آنشرلی , عکس آنشرلی ادامه مطلب [ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 21:42 ] [ سعید ]
آرشیو کامل کتاب های جلال آل احمد
برای دانلود مجموعه داستانها به ادامه مطلب بروید
موضوعات مرتبط: معرفی و دانلود کتاب ، جلال آل احمد برچسبها: مجموعه داستان های جلال آل احمد , دانلود داستان کوتاه , دانلود سه تار ادامه مطلب [ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 0:3 ] [ سعید ]
آرشیو کامل کتابهای صادق هدایت
مجموعه « سگ ولگرد »،مجموعه « سایه روشن »،مجموعه « سه قطره خون »،مجموعه « زنده به گور »،آثار دیگر...... . برای دانلود مجموعه کتابهای هدایت به ادامه مطلب بروید
موضوعات مرتبط: معرفی و دانلود کتاب ، صادق هدایت برچسبها: دانلود کتابهای صادق هدایت , آرشیو کامل آثار هدایت , صادق هدایت , دانلود کتاب صادق هدایت ادامه مطلب [ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 23:56 ] [ سعید ]
آرشیو کتابهای دکتر علی شریعتی ![]() برای دانلود آثار شریعتی به ادامه مطلب بروید موضوعات مرتبط: معرفی و دانلود کتاب برچسبها: دانلود آثار دکتر علی شریعتی , مجموعه کتابهای شریعتی , عکس علی شریعتی [ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 23:30 ] [ سعید ]
معرفی سبک موسیقی راک موسیقی راک گونهای موسیقی عامه پسند است که از اواخر قرن بیستم و در دهههای ۵۰ و ۶۰ میلادی در آمریکا شکل گرفته و شاخصهٔ آن، ملودی صوتی و آوایی همراه با هارمونی است که توسط گیتار الکترونیک ،گیتار باس ودرامز؛ و اغلب با تاکید روی ضربهای قوی پشتیبانی میشود.سازهای موسیقی کلیددار، مانندارگ وپیانو، اغلب در انواع مختلف موسیقی راک مورد استفاده قرار میگیرند. در تاریخچهٔ راک و اوایل توسعهٔ این نوع موسیقی، استفاده از سازهای بادی برنجی و چوبی، مانندساکسیفون، بطور عمومی در بعضی سبکها رایج بودند، اما در سبکهای فرعی جدیدی که از سال ۱۹۹۰ به وجود آمد، کمتر مورد استفاده هستند. موسیقی راک از نظر وسعت سبکها بسیار گسترده است و از نظر تأثیرات اجتماعی و گستردگی شنوندگانش در بین انواع موسیقی بیهمتاست. راک اندرول و راکابیلی نفوذ عمدهای در موسیقی راک داشتند. نام راک کوتاه شده عبارت راک اند رول است و از فعل to rock در زبان انگلیسی به معنای جنباندن و تکان خوردن میآید و در سال ۱۹۶۰ که موسیقی راک انگلیسی توسعه یافت، واژه «موسیقی راک» عمومی و مردمیتر شد. از اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی نام راک اند رول صرفاً به موسیقی دهه ۵۰ و ۶۰ اطلاق شده ولی نام راک همچنان بهعنوان نام فراگیر این گونه (که شامل راک اند رول هم میشود) بهکار میرود. موسیقی راک با توسعه و گسترش سبک خود و تداخل با موسیقی انگلیسی و نفوذ آن، و علیرغم محدودیتها و شرایط اجتماعی، یک پدیده فرهنگی بینالمللی شد. موسیقی راک، شامل انواعی از سبکهای مختلف و متنوع است که از مقبولیت عمومی گستردهای برخوردار هستند. این موسیقی دربلوز ریشه دارد. برای مشاهده سبک های موسیقی راک به ادامه مطلب بروید
برچسبها: معرفی موسیقی راک , راک چیست , سبک های راک ادامه مطلب [ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 22:42 ] [ سعید ]
موضوعات مرتبط: پندبزرگان برچسبها: نامه چارلی چاپلین به دخترش , پند چارلی چاپلین [ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 21:20 ] [ سعید ]
عشق را چگونه می شود نوشت ؟ در گذر ِ این لحظات ِ پـُـر شتاب ِ شبانه که به غفلت آن سوال ِ بی جواب گذشت ، دیگر حتی فرصت ِ دروغ هم برایم باقی نمانده است وگرنه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش می دادم ، که در آن دلی می خواند : من تو را ، او را ، کسی را دوست می دارم ! صداها ! صداها ! گوش کن ! از زیر ِ پنجره تابوت می برند ! نه ؟!
موضوعات مرتبط: حسین پناهی [ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 0:11 ] [ سعید ]
چشم براه خواننده: علیرضا افتخاری ملودی: محلی خراسانی (بیرجندی) تنظیم: بهزاد خدارحمی شعر: ؟ (قدیمی) دستگاه: بیات اصفهان آلبوم: سفر برای دانلود آهنگ ومشاهده متن آهنگ به ادامه مطلب بروید موضوعات مرتبط: دانلود آهنگهای سنتی برچسبها: چشم براه افتخاری , متن آهنگ چشم براه , بهترین آهنگهای افتخاری ادامه مطلب [ یکشنبه یازدهم دی 1390 ] [ 14:58 ] [ سعید ]
حقیقت دارد تو را دوست دارم در این باران می خواستم تودر انتهای خیابان نشسته باشیمن عبور كنم سلام كنم لبخند تو را در باران می خواستم می خواهم تمام لغاتی را كه می دانم برای تو به دریا بریزمدوباره متولد شوم دنیا را ببینمرنگ كاج را ندانم نامم را فراموش كنمدوباره در آینه نگاه كنم ندانم پیراهن دارمكلمات دیروز را امروز نگویمخانه را برای تو آماده كنم برای تو یك چمدان بخرمتو معنی سفر را از من بپرسی لغات تازه را از دریا صید كنملغات را شستشو دهم آنقدر بمیرمتا زنده شوم
موضوعات مرتبط: اشعاربرگزیده [ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 23:59 ] [ سعید ]
سلام. حال همه ی ما خوب است. ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند. با این همه عمری اگر باقی بود٬ طوری از کنار زندگی میگذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و نه این دل ناماندگار بی درمان... تا یادم نرفته است بنویسم حوالی خوابهای ما سال پربارانی بود میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است اما تو لااقل حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست؟ راستی خبرت بدهم خواب دیده ام خانه ای خریده ام بی پرده، بی پنجره، بی در، بی دیوار... هی بخند بی پرده بگویمت چیزی نمانده است من چهل ساله خواهم شد فردا را به فال نیک خواهم گرفت. دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از فراز کوچه ما میگذرد باد بوی نامهای کسان من میدهد. یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری؟ نه ری را جان! نامه ام باید کوتاه باشد، ساده باشد، بی حرفی از ابهام و آینه، از نو برایت مینویسم: حال همه ی ما خوب است، اما تو باور نکن!!
موضوعات مرتبط: اشعاربرگزیده [ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 23:21 ] [ سعید ]
![]() دانلود آهنگ (به قربون خم زلف سیاهت) خواننده: محمدرضا شجریان شعر: فائز دشتستانی آهنگساز: محمدرضا شجریان و داریوش پیرنیاکان ( دستگاه شور بر اساس پایه های خراسان ) آلبوم: یاد ایام اولین سال اجرا: 1371 زمان: 7 دقیقه و 10 ثانیه فرمت: mp3 , stereo) 64Kbps, 24000Hz, ) حجم: 3.4 MB دانلود
موضوعات مرتبط: دانلود آهنگهای سنتی برچسبها: زیباترین آهنکهای استاد شجریان , دانلودآهنگ به قربون خم زلف سیاهت [ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 22:2 ] [ سعید ]
جان مریم ( نازنین مریم ) خواننده: محمد نوری شعر: محمد نوری ( دوبیتی اول، محلی و مربوط به گویش لری است ) آهنگساز: کامبیز مژدهی آلبوم: شکوفه ی خاطرات سال اولین اجرا: 1336 ( اجرای دیگر مربوط به سال 1378 است. با اندکی تفاوت )زمان: 10 دقیقه و 11 ثانیه فرمت: (64 Kbps, 24000 Hz, stereo), mp3حجم: 4.66 MB از اینجا دانلود كنید
موضوعات مرتبط: دانلود آهنگهای سنتی برچسبها: بهترین آهنگهای محمد نوری , دانلودآهنگ جان مریم , دانلودآهنگ نازنین مریم [ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 21:20 ] [ سعید ]
این خانه قشنگ است ولی خانهّ من نیست این خانه قشنگ است ولی خانهّ من نیست این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیستآن کشور نو، آن وطــــن دانش و صنعت هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیست در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان لطفی ست که در کلگری و نیس و پکن نیست در دامن بحر خزر و ساحل گیلان موجی ست که در ساحل دریای عدن نیست در پیکر گلهای دلاویز شمیران عطری ست که در نافهّ آهوی ختن نیست آواره ام و خسته و سرگشته و حیران هرجا که روم هیچ کجا خانهّ من نیست آوارگی وخانه به دوشی چه بلایی ست دردی ست که همتاش در این دیر کهن نیست من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست پاریس قشنگ است ولی نیست چوتهران لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست هر چند که سرسبز بوَد دامنه آلپ چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست این کوه بلند است ولی نیست دماوند این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست این شهرعظیم است ولی شهرغریب است این خانه قشنگ است ولی خانهّ من نیست "خسرو فرشید ورد"
موضوعات مرتبط: اشعاربرگزیده [ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 21:8 ] [ سعید ]
زیباترین سخنان دکتر علی شریعتی رحمتی
کن تا ایمان، نام و نان برایم نیاورد. قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را
در خطر ایمانم افکنم تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین
کار می کنند و نه از آنها که پول دین را میگیرند و برای دنیا کار میکنند! * به من تقوای ستیز بیاموز تا در انبوهِ مسئولیت نلغزم و از تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم! * در برابر هرآنچه انسان ماندن را به تباهی میکشاند، مرا با نداشتن و نخواستن روئین تن کن! * مرا از همه فضائلی که به کار مردم نیاید محروم ساز! * مگذار که ایمانم به اسلام و عشقم به خاندان پیامبر مرا با کسبه دین، با حمله تعصب و عمله ارتجاع هم آواز کند! * تا به رعایت مصلحت ، حقیقت را ذبح شرعی نکنم! * میدانم که اسلام پیامبر تو با نه آغاز شد و تشیع دوست تو نیز با نه آغاز شد. مرا ای فرستنده محمد و ای دوستدار علی! به اسلامِ آری و به تشیعِ آری کافر گردان! نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ، نمی خواهم بدانم کوزه گر با خاک اندامم چه خواهد ساخت، ولی آنقدر مشتاقم ، که از خاک گلویم سوتکی سازد ، گلویم سوتکی باشد ، به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد ، و خواب خفتگان خفته را آشفته سازد ، بدینسان بشکند در من ، سکوت مرگبارم را ... خوشبختی ما در سه جمله است : تجربه از دیروز ، استفاده از امروز ، امید به فردا ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم: حسرت دیروز ، اتلاف امروز ، ترس از فردا فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است میخواهم بگویم ......
اشک مگر نه اشک، زیباترین شعر و بیتاب ترین عشق و گدازانترین ایمان و داغترین اشتیاق و تبدارترین احساس و خالصترین گفتن و لطیفترین دوست داشتن است که همه، در کوره یک دل، به هم آمیخته و ذوب شدهاند و قطرهای گرم شدهاند، نامش اشک؟ کسی که عاشق است و از معشوقش دور افتاده و یا عزادار است و مرگ عزیزی قلبش را میسوزاند، میگرید، غمگین است، هرگاه دلش یاد او میکند و زبانش سخن از او میگوید و روحش آتش میگیرد و چهرهاش برمیافروزد، چشمش نیز با او همدردی میکند؛ یعنی اشک میریزد، اشک میجوشد و این حالات همه نشانههای لطیف و صریح ایمان عمیق و عشق راستین اویند گریهای که تعهد و آگاهی و شناخت محبوب یا فهمیدن و حس کردن ایمان را به همراه نداشته باشد کاری است که فقط به درد شستشوی چشم از گرد و غبار خیابان میآید
موضوعات مرتبط: پندبزرگان [ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 20:47 ] [ سعید ]
به که باید دل بست؟ به که شاید دل بست؟
سینه ها جای محبت، همه از کینه پر است. هیچکس نیست که فریاد پر از مهر تو را ـ گرم، پاسخ گوید نیست یک تن که در این راه غم آلوده عمر ـ قدمی، راه محبت پوید *** خط پیشانی هر جمع، خط تنهائیست همه گلچین گل امروزند ـ در نگاه من و تو حسرت بی فردائیست . *** به که باید دل بست؟ به که شاید دل بست؟ نقش هر خنده که بر روی لبی میشکفد ـ نقشه ای شیطانیست در نگاهی که تو را وسوسه عشق دهد ـ حیله پنهانیست. *** زیر لب زمزمه شادی مردم برخاست ـ هر کجا مرد توانائی بر خاک نشست. پرچم فتح بر افرازد در خاطر خلق ـ هر زمان بر رخ تو هاله زند گرد شکست. به که باید دل بست؟ به که شاید دل بست؟ *** خنده ها میشکفد بر لبها ـ تا که اشکی شکفد بر سر مژگان کسی. همه بر درد کسان مینگرند ـ لیک دستی نبرند از پی درمان کسی. *** از وفا نام مبر، آنکه وفاخوست، کجاست؟ ریشه عشق، فسرد؛ واژه دوست، گریخت؛ سخن از دوست مگو، عشق کجا، دوست کجاست؟ *** دست گرمی که ز مهر ـ بفشارد دستت ـ در همه شهر مجوی! گل اگر در دل باغ ـ بر تو لبخند زند ـ بنگرش، لیک مبوی! لب گرمی که ز عشق ـ ننشیند به لبت ـ به همه عمر، مخواه! سخنی کز سر راز ـ زده در جانت چنگ ـ به لبت نیز، مگو. *** چاه هم با من و تو بیگانه است نی صد بند برون آید از آن، راز تو را فاش کند درد دل گر به سر چاه کنی خنده ها بر غم تو دختر مهتاب زند گر شبی از سر غم آه کنی. *** درد اگر سینه شکافد، نفسی بانگ مزن درد خود را به دل چاه مگو استخوان تو اگر آب کند آتش غم ـ آب شو، « آه » مگو . *** دیده بر دوز بدین بام بلند مهر و مه را بنگر سکه زرد و سپیدی که به سقف فلک است سکه نیرنگ است سکه ای بهر فریب من و توست سکه صد رنگ است. *** ما همه کودک خردیم و همین زال فلک با چنین سکه زرد ـ و همین سکه سیمین سپید ـ می فریبد ما را هر زمان دیده ام این گنبد خضرای بلند ـ گفته ام با دل خویش: مزرع سبز فلک دیدم و بس نیرنگش نتوانم که گریزم نفسی از چنگش آسمان با من و ما بیگانه زن و فرزند و در و بام و هوا بیگانه « خویش » در راه نفاق ـ « دوست » در کار فریب ـ « آشنا » بیگانه. *** شاخه عشق، شکست؛ آهوی مهر، گریخت؛ تار پیوند، گسست؛ به که باید دل بست؟ به که شاید دل بست؟
موضوعات مرتبط: اشعاربرگزیده [ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 20:29 ] [ سعید ]
به کجا چنین شتابان؟ به کجا چنین شتابان؟ گون از نسیم پرسید
موضوعات مرتبط: اشعاربرگزیده [ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 19:3 ] [ سعید ]
گفتگو از مرگ انسانیت است از همان روزی که دست حضرت قابیل از همان روزی که فرزندان «آدم» زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید آدمیت مرد ! گرچه «آدم» زنده بود از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند آدمیت مرده بود بعد، دنیا هی پر ازآدم شد و این آسیاب گشت و گشت قرن ها از مرگ «آدم» هم گذشت ای دریغ آدمیت بر نگشت ! قرن ما روزگار مرگ انسانیت است سینه ی دنیا ز خوبی ها تهی است صحبت از آزادگی ٬ پاکی ٬ مروت ٬ ابلهی است ! صحبت از موسی و عیسی و محمد نابجاست قرن «موسی چومبه» هاست ! روزگار مرگ انسانیت است من که از پژمردن یک شاخه گل از نگاه ساکت یک کودک بیمار از فغان یک قناری در قفس از غم یک مرد در زنجیر - حتی قاتلی بر دار - اشک در چشمان بغضم در گلوست وندر این ایام ٬ زهرم در پیاله ٬ اشک و خونم در سبوست مرگ او را از کجا باور کنم؟ صحبت از پژمردن یک برگ نیست وای ! جنگل را بیابان می کنند دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می کنند ! هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند ! صحبت از پژمردن یک برگ نیست فرض کن : مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست فرض کن : یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست فرض کن : جنگل بیابان بود از روز نخست ! در کویری سوت و کور در میان مردمی با این نصیبت ها صبور صحبت از مرگ محبت ٬ مرگ عشق گفتگو از مرگ انسانیت است موضوعات مرتبط: فریدون مشیری [ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 18:41 ] [ سعید ]
کودکیهایم اتاقی ساده بود قصه ای ، دور اجاق ساده بود شب که می شد نقشها جان می گرفت روی سقف ما که طاقی ساده بود می شدم پروانه خوابم می پرید خوابهایم اتفاقی ساده بود زندگی دستی پر از پوچی نبود بازی ما جفت و طاقی ساده بود قهر می کردم به شوق آشتی عشقهایم اشتیاقی ساده بود ساده بودن عادتی مشکل نبود سختی نان بود و باقی ساده بود
موضوعات مرتبط: اشعاربرگزیده ، قیصر امین پور [ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 18:32 ] [ سعید ]
من زنده بودم اما انگار مرده بودم از بس كه روزها را با شب شمرده بودمیك عمر دور و تنها، تنها بجرم این كه او سرسپرده می خواست ، من دل سپرده بودم یك عمر می شد آری در ذره ای بگنجم از بس كه خویشتن را در خود فشرده بودم در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد گویی بجای خورشید من زخم خورده بودم وقتی غروب می شد وقتی غروب می شد كاش آن غروب ها را از یاد برده بودم
موضوعات مرتبط: اشعاربرگزیده ، محمد علی بهمنی [ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 18:29 ] [ سعید ]
|
|||||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] | |||||